ه گزارش میثاق نیوز
مسعود رجوی زنده است؟/ماجرای پولشویی گروهک منافقین از طریق خیریهها
سازمان مجاهدین خلق که سالهاست با نام “گروهک منافقین” یا “فرقه رجوی” شناخته میشود، پس از شکست در طرح شورش مسلحانه علیه انقلاب اسلامی در سال ۶۰ راهی فرانسه شدند. مسعود رجوی و ابوالحسن بنیصدر در آن کشور علیه نظام جمهوری اسلامی ایران «شورای مقاومت» تشکیل دادند، اما پس از مدتی آن شورا دچار انشقاق و تضعیف شد.
در میانه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، اعضای سازمان وارد خاک عراق شدند. آنان با دشمن بعثی هم پیمان و با تشکیل (بهاصطلاح) ارتش آزادیبخش علیه ملت ایران وارد جنگ شدند و بهنفع صدام حسین جاسوسی میکردند.

سازمان که از ابتدای شورش مسلحانه در سال ۶۰ بهدنبال سقوط نظام بود، با قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران و پایان جنگ، وقتی که دید در همراهی با صدام به اهداف خود دست نیافته است، خود اقدام به اجرای عملیات نظامی کرد و با ارتش آزادیبخش راهی تهران شد که نرسیده به کرمانشاه و در تنگه چهارزبر با نیروهای مردمی و رزمندگان مواجه شد و با اجرای عملیات مرصاد توسط نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، منافقین دچار شکست شدیدی شدند.
با حمله صدام به کویت و پس از جنگ اول خلیج فارس، سازمان که راهی جز همراهی با صدام نداشت، اقدام به سرکوب قیامهای شیعیان و اکراد عراق کرد؛ بهگونهای که گفته میشود سازمان دوبرابر آن رقمی که مردم ایران را به خاک و خون کشید، مردم عراق را کشت.
پس از سقوط صدام، سازمان وضعیت اسفناکی پیدا کرد و برای حیات خود مجبور شد به عامل سازمانهای اطلاعاتی آمریکا، رژیم صهیونیستی و رژیم سعودی تبدیل شود. از این دوره به بعد که سازمان در سراشیبی قرار گرفت و در دستیابی به هدفش که سقوط نظام جمهوری اسلامی بود، در چند مرحله ناکام ماند، بسیاری از اعضا بریدند و از این سازمان تروریستی جدا شدند.
یکی از این افراد ابراهیم خدابنده است که در دهه ۸۰ از سازمان جدا شد. وی متولد سال ۱۳۲۰ در تهران است و در سال ۵۰ بعد از اخذ دیپلم ریاضی از دبیرستان البرز، جهت ادامه تحصیل راهی انگلیس شد و در دانشگاه «نیوکاسل» فوقلیسانس مهندسی برق گرفته و قبل و بعد از انقلاب عضو انجمن اسلامی دانشجویان خارج کشور بود. وی در سال ۵۹ جذب سازمان مجاهدین خلق شد.

ابراهیم خدابنده در واحد بینالملل سازمان فعالیت میکرد و هماکنون مدیرعامل انجمن نجات است. برادر وی مسعود خدابنده نیز در سازمان عضو شورای مرکزی، هیئت اجرایی، فرماندهی در ارتش آزادیبخش و مسئولیت حفاظت رجوی بود که از این فرقه جدا شد و اکنون در انگلستان سکونت دارد.
آنچه در ادامه میخوانید گفتگوی ما با ابراهیم خدابنده در خصوص وضعیت کنونی منافقین با نگاهی به گذشته است:
آقای خدابنده! با توجه به حضور نیروهای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی، وضعیت فعلی این سازمان چگونه است و با توجه به مشی خشونتآمیز این فرقه، آیا توان راهاندازی اغتشاش در ایران و یا سوءاستفاده از تجمعات مردمی را دارند؟
خدابنده: سازمان مجاهدین خلق از خرداد ماه سال ۶۰ شعار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را سر میدهد. سازمان میگوید “ما میخواهیم نظام را در تمامی ابعادش نابود کنیم”. برای تحقق این هدف، استراتژیهای مختلفی را طراحی و اجرا کرد که بهطور نمونه میتوان به ترور شخصیتها و همکاری با دشمن متجاوز بعثی اشاره کرد.
سازمان هرآنچه در توان داشت به میدان آورد و با هر کسی میتوانست همکاری کرد تا به قدرت برسد. سازمان اکنون در مرحلهای است که غربیها زیاد مایل نیستند به آن نزدیک شوند؛ البته این بیشتر مربوط به سابقه سازمان و میزان تنفر مردم ایران از سازمان است. دستگاههای اطلاعاتی غرب نیز از این موضوع به خوبی اطلاع دارند.
سازمان اکنون در مرحلهای است که غربیها زیاد مایل نیستند بدان نزدیک شوند و البته بیشتر مربوط به سابقه سازمان و میزان تنفر مردم ایران از سازمان است. دستگاههای اطلاعاتی غرب نیز از این موضوع به خوبی اطلاع دارند.
سازمان تهدید امنیتی جدی برای نظام جمهوری اسلامی ایران نیست
آن چیزی که اکنون از سازمان مجاهدین خلق باقی مانده، ابزاری است که برای آزار و اذیت نظام جمهوری اسلامی و تحت فشار قرار دادن آن میتوان در مقاطعی استفاده کرد. این امر نیازمند نیرو و پایگاه اجتماعی نیست؛ بلکه از تکنیکهایی مانند استفاده از شبکههای اجتماعی و به کارگیری و وادار کردن تعدادی از افراد به کارهای ایذایی میتوان استفاده کرد. سازمان امروز مانند مگس مزاحمی است که توان کشتن و ضربه اساسی وارد کردن به نظام ندارد، اما میتواند ذهنها را به خود متوجه سازد و آزار کوچکی برساند. امروز هیچ کس معتقد نیست که سازمان تهدید امنیتی جدی برای نظام جمهوری اسلامی ایران است.
در خصوص اذیت کردن و آزار رساندن به نظام، برخی از رژیمهای منطقه مانند رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی از این سازمان استفاده میبرند.
ورود هزار دستگاه رایانه به آلبانی برای فعالیت در شبکههای اجتماعی
روشی که اکنون سازمان از آن استفاده میکند، بهرهگیری از شبکههای اجتماعی است. حدود یک سال و نیم پیش، یک هزار دستگاه رایانه برای سازمان از طریق یک شرکت آلبانیایی وارد آلبانی و به سازمان که سفارشدهنده بود، داده شد. عکسهایی هم که اخیراً منتشر شد، موید همین مطلب است.
اعضای سازمان تلاش میکنند در شبکههای اجتماعی، پستهای مریم رجوی را پربیننده کنند. در این راستا از ماشینهای ترول برای ترند کردن مریم رجوی و سازمان استفاده میکنند. فعالیتهای سازمان در شبکه اجتماعی اینستاگرام افزایش پیدا کرده، چون توئیتر و فیسبوک محیط کنترلشدهتری هستند. اینها اکانتهای فیک زیادی میسازند و از آنها استفاده میکنند.

اعضای سازمان تلاش میکنند در شبکههای اجتماعی پستهای مریم رجوی را پربیننده کنند. در این راستا از ماشینهای ترول برای ترند کردن مریم رجوی و سازمان استفاده میشود.
هر یک از اعضای سازمان ممکن است بیش از ۱۰ حساب کاربری در شبکههای اجتماعی داشته باشند که تصاویر بیشتر آن حسابها، دخترهای جوان و با نامهای آذر، اکرم و… است. همچنین به طور گسترده با فالورهایشان ارتباط برقرار میکنند. ترفند جذب فالورهایشان اینگونه است که مدام فالو میکنند و به تمامی فالورهای خود پیام میدهند تا اینکه بتوانند با یک فرد ارتباط برقرار کنند. پس از اینکه ارتباط برقرار شد، ارتباطگیری با آن فرد با همان اکانت به فرد دیگری در سازمان سپرده میشود.
تصویری که از گورخوابی برخی از مستمندان منتشر شد، به قدری توسط اکانتهای سازمان بازنشر داده شد که دختر من که در انگلیس است، فکر میکرد نیمی از مردم تهران گورخواب هستند!
موضوع گفتگوی آنان با کاربران شبکههای اجتماعی، مشکلات آن فرد و جامعه است. به طور مثال با یک فرد بیکار به گفتگو مینشینند و در نهایت او را به این نتیجه میرسانند که دلیل بیکاری تو، جمهوری اسلامی ایران است و اگر این نظام حاکم نبود، تو اکنون شغل خوبی داشتی.
تصویری که از گورخوابی برخی از مستمندان منتشر شد، به قدری توسط اکانتهای سازمان بازنشر داده شد که دختر من که در انگلیس است، فکر میکرد نیمی از مردم تهران گورخواب هستند! همچنین در کنار آن تصویر نوشته شده بود اگر جمهوری اسلامی نبود، اکنون این گورخواب در کاخ خوابیده بود.
تلاش اعضای سازمان مجاهدین خلق در شبکههای اجتماعی این است که کاربران را به مرحله نفرت از نظام برسانند تا آن افراد در شرایطی که به وجود میآید، عملیاتهای ایذایی انجام بدهند، اموال عمومی را آتش بزنند و شیشههای بانکها و مغازهها را بشکنند.

افرادی که در آلبانی هستند با کاربران شبکههای اجتماعی در ایران ارتباط برقرار میکنند و یکی از اهدافشان از ارتباطگیری با کاربران، شناسایی تاثیر تحریمها بر ایران است. آنان این اثرات را به صورت گزارش درآورده و به آمریکا ارسال میکنند. آمریکا به دنبال این است ببیند تحریمهایی که علیه ایران وضع کرده چه تاثیراتی دارد. این برآورد و بررسی را اعضای سازمان از طریق شبکههای اجتماعی و حتی تماسهای تلفنی انجام میدهند و در اختیار آمریکا قرار میدهند.
سازمان به دنبال حمایت توده مردم و جذب مردم ایران نیست و اگر به اخبار سازمان نگاه بیاندازیم، مخاطبان اخبارشان مردم ایران نیستند، بلکه عربستان و رژیم صهیونیستی است.
سازمان فرزند یک مسئولی را که در خارج از کشور است و با پدر و خانوادهاش مشکل دارد را پیدا میکنند و به صورت غیرمستقیم و نامحسوس به او نزدیک میشوند و ارتباط برقرار میکنند. یا اینکه از آن فرد اطلاعات دریافت میکنند یا اینکه او را تحریک میکنند تا علیه نظام و پدرش موضعگیری کند. سازمان مورد حمایت عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس است و پول فراوانی از دولتهای معاند دریافت میکنند.
اعضای سازمان چگونه آموزش تخلیه تلفنی و کار با شبکههای اجتماعی را یاد میگرفتند و نقش کشورهای بیگانه در این موضوع چه بود؟
خدابنده: بنده در این خصوص اطلاع دقیقی ندارم. اما آنچه از سازمان دیدهام این است که از اعضای سازمان هر کاری برمیآید؛ بدین معنا که هر کاری فکر کنید اینها انجام دادهاند که نمونه آشکار آن انواع جنایت است.
مسعود رجوی پیش از حمله عراق به ایران دو بار به فرانسه سفر کرد و با مقامات عراقی دیدار و گفتگو کرد. بالاترین سطح سازمان نیز از این دیدار اطلاع نداشتند. اکنون که به پیام نوروزی سال ۶۰ مسعود رجوی نگاه میاندازیم، متوجه میشویم که او طرفدار عراق و صدام است و به عراقیها گرا میدهد که من آماده هستم.
فرانسویها دست رجوی را در دست عراقیها قرار دادند تا از داخل و خارج، نظام مورد هجمه قرار بگیرد که البته رجوی در اجرای عملیاتش تاخیر داشت و نتوانست به موقع انجام بدهد. از این رو هر کاری بگویید، از اعضای سازمان برمیآید.

برچسب:
نویسنده: پرهام زارعیپور